نمیدانم چقدر اعتقاد دارید که تاریخ تکرار میشود! اما کاش حداقل در این مقطع زمانی این چنین بود.
 
در تمامی سازمانها، نهادها، مجموعه ها و خلاصه هرجا تشکلی برپا میشود فراز و فرودهایی هر از چند گاهی رخ نمایان میکند . گاهی این فرودها آنقدر زیاد میشود که مجموعه را تا مرز نابودی میکشاند، در این مقاطع اما گاها قهرمان، اسطوره یا هر چیزی که اسمش را بگذاریم نمایان شده و آن مجموعه را از آن منجلاب نجات میدهد، بعدها کسانی که در آن مجموعه ماندگار میشوند اسم "پدر" یا "قهرمان" یا "منجی" یا  .... را بر فرد یاد شده میگذارند تا در آینده همگان بدانند اگر این مجموعه پا بر جاست به سبب تلاش فلانی یا فلانی ها بوده است. این اقبال اما رو به سوی هر مجموعه ای نمی آورد، مجموعه های زیادی را میشناسیم که زمانی بوده اند اکنون خبری از آنها نیست چرا که قهرمانی نداشته اند که به یاری آنها بیاید یا اگر آمده ره به جایی نبرده.


تیم فوتبال برق شیراز، تیم بزرگ فوتبال برق شیراز، هفتاد سال حضور در سطوح مختلف فوتبال کشور. مگر میشود فراز و فرود نداشته باشد؟ زمان فراز هایش که همگان " بای دیفالت" برقی بوده اند، اما زمان فرودهایش چه ؟!
 آیا این سالها که هر روز کابوس خاموشی اش بجانمان افتاده، تکرار تاریخ نیست ؟ اگر چنین است آن زمان چطور از این مقطع عبور کرده اند ؟!


سال 1347 :
زمانی که کابوس خاموشی برق به جان مردم افتاده بود. از برق چیزی نمانده بود جز تیمی نحیف و بی جان و بی خطر ...
بیست و دو سال پس از تاسیس تیم به سرپرستی ابراهیم نعمت اللهی ، اکنون به چیزی شبیه معجزه نیاز است. حسن منجمی با بازیکنان تیمش به کمک برق نیمه جان میشتابند. خودش سرپرست تیم میشود و ابراهیم عباسی مربی. عشق به رگ های برق تزریق میگردد و برق از کما جان سالم به در میبرد. پرستاریهای حسن منجمی بر بالینش جواب میدهد. برقِ جوان از بستر بیماری رهایی یافته و به میدان می اید. هماورد میطلبد و نفس حریفان را میگیرد. برقِ "سه فاز" در جام تخت جمشید خوش میدرخشد . بهترین تیم شهرستانی میشود، بعنوان نماینده ایران با پیراهن تیم ملی در جام دیوار بزرگ چین با تیم های قدرتمندی چون تیم های ملی چین، مراکش، غنا، مکزیک، فیلیپین رقابت میکند و سوم میشود،نائب قهرمان جام حذفی میشود، قهرمان جام حذفی میشود ، اولین جام اتحادیه را به خانه می آورد و ...

مهر ماه سال 1387:
حتی با یک بازی کمتر هم برقیها تا هفته دهم لیگ برتر صدرنشینند.در اولین ماه  فصل زیبای پاییز رنگ صدر جدول لیگ برتر هم نارنجی شده است.
 حسن منجمی 64 ساله که حدود چهل سال از عمرش را در باشگاه برق در خدمت ورزش فارس بوده است شاید به آخرین خواسته اش هم رسیده باشد. او این روزها برق را در صدر میبیند  و همه شهر را برقی!  میبیند که نارنجی های شیراز دوباره در حال آقایی کردن هستند. درخشش برقشان چنان است که همه ایران مبهوت آنها گشته اند.  شاید در این روزها یاد آن زمانی بیفتد که برق را از خاموشی نجات داد البته آنقدر فروتنی در او سراغ داریم که شاید هیچگاه خود را منجی برق ندانسته باشد.

آذر ماه سال 1387:
نارنجی پوشان برق کم کم دچار افت میشوند و صدر جدول را ترک گفته و به سمت پایین های جدول در حال حرکتند. حسن آقا شاید شصتش خبر دار شده که انتهای این فصل چه خواهد شد.
دوازده روز از نهمین ماه سال میگذشت که حسن آقای منجمی دلش نیامد افول تیم برق را بیش از این نظاره گر باشد و برای همیشه چشمانش را بست .شاید در نظرش ذوقی چنان نداشت بی دوست زندگانی ...
نمیدانم، شاید برقیها هم فکر کردند دیگر لیگ برتر بدون قهرمانشان لطفی ندارد که آن فصل دیگر نبردند تا بعنوان تیم آخر جدول به لیگ یک سقوط کنند و دیگر فکر بازگشت هم نکنند.

سال 1394:
بلوار رازی شیراز. مجموعه ورزشی برق شیراز. وارد مجموعه که میشوم سر به سمت راست که میچرخانم روی دیوار ساختمان اداری باشگاه ، آن بالا، عکس مرحوم منجمی را میبینم. از نگاهش شرم دارم.از اینکه برق درگیر نه تنها در لیگ برتر نیست که در لیگ یک و دو هم آفتابی نمیشود. از اینکه او خود را برقی میدانست و ما هم خود را برقی میدانیم !
بعید نمیدانم که روح حسن منجمی هنوز همان حوالی باشد. هر روز سری به زمین چمن باشگاه بزند، دور زمین را رصد کند و سر بچرخاند به سمت جایگاه تماشاگران. شاید هنوز صدای هواداران را هم بشنود. از آنجا به سمت ساختمان اداری باشگاه برود، دستی روی دیوارهای خاک آلودش بکشد ، اشک از گوشه چشمانش سرازیر شود و از دربان مجموعه بپرسد، هی فلانی! برق کجای فوتبال است ؟


به راستی اگر قرار باشد لقبی برای حسن منجمی انتخاب کنیم چه لقبی برازنده اوست ؟ اسطوره؟ قهرمان؟ منجی ؟ یا ...
به نظر من که "پدر" شایسته ترین لقب برای اوست .
روحت شاد ...

 

94/09/11
وبلاگ برقی میمونم تا برگردی

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 آذر 1394    | توسط: مهدی MOLE    |    | نظرات()